تاریخ انتشار : چهار شنبه 02 اردیبهشت 1394 - ساعت : 07:17

کد مطلب: چاپ به اشتراگ گذاشتن

مازند شورا: معاون عمرانی استاندار،مدیرکل راه و شهرسازی، مدیرکل میراث، رئیس سازمان جهاد کشاورزی، شهردار، مدیرشهرسازی، همه و همه امضاء کردند، آنهم در 26اسفند که جمع کردن آنها خیلی مشکل است.

مازند شورا: دکتر حسین اسلامی مورخ شهیر مازندرانی نامه ای دیگر از جنس دیگر در مورد فضای فرهنگی و تاریخی شهر ساری و استان به نگارش در آورد که باهم آن را می خوانیم.

هنوز از شرّ سیاسی بازی با سربازخانه ساری رها نشدیم که موضوع تغییرکاربری 65000 مترمربع زمین نیروی انتظامی مطرح شد، این هم داستانش مثنوی هفتاد من کاغذ می شود، باچه سر و صدایی ازشورای شهر مصوّبه گرفتند و چه کارها که نکردند تا اینکه در گرما گرم نوروز امسال در بیستم اسفند93 شهرداری به کمیسیون طرح تفضیلی نامه برای تغییر کاربری زمین 65000 متری نیروی انتظامی را که درقلب شهر در بولوار ارتش قرار دارد فرستاد، به فاصله پنج روزاین طرح تغییر کاربری ازاداری- انتظامی به تجاری کلان در این کمیسیون تصویب شد.!!!!

معاون عمرانی استاندار، مدیرکل راه و شهرسازی، مدیرکل میراث، رئیس سازمان جهاد کشاورزی، شهردار، مدیر شهرسازی، همه و همه امضاء کردند، آنهم در 26 اسفند که جمع کردن آنها خیلی مشکل است، نگارنده پنج هزار امضاء از شهروندان دارم که اینکار نشود، ولی شد، ما را زیرگرفتند، حالا30%از این زمین یعنی بیست هزار مترمربع از این زمین باید مرکز تجاری کلان بشود، و 70% باقیمانده را به فضای عمومی با قید (تجهیز شده) تصویب کردند.

نگارنده ازابتدا هم با بیرون رفتن نیروی انتظامی ازاین مکان و تبدیل آن به صدها هزار مترمربع فضای تجاری که شهر را خفه خواهد کرد موافق نبودم و نیستم، بلای قائم شهر را درساری دارند تکرارمی کنند، وحالا این سرمشق بد به دیگر شهرها هم سرایت خواهدکرد.

حالا توجیه این همه مسوولان رده اوّل استان در این تغییرکاربری چه بود، خودشان می دانند، انشاا... که منافع مردم و رضایت خدا را در نظر داشته اند، حالا اخذ مجوّز پاساژ سازی آنهم حداقل در بیست طبقه، هر طبقه بیست هزارمترمربع شروع خواهد شد، پس آماده باشیم که چهارصد هزارمتر مربع فضای تجاری در وسط شهر خواهند ساخت، چه بلائی بر سرساری خواهد آمد نمی دانم، بحث پارکینگ و داستان ترافیک آن و...حتماً شورای شهرساری می داند!!!!

شاید فکرکردند که ما روی دست دبی خواهیم ایستاد، ولی دنیای امروز، شعور مردم را با پاساژ و بلند مرتبه سازی و... و... نمی سنجد، امروز معیار فهم ملت ها به تعداد کتابخانه ها، موزه ها، فضای سبز ، ورزشگاه ها، ومراکز فرهنگی آنهاست، حالا که آقای شهردار، شما واعضا کمیسون و نیروی انتظامی وشورای شهر، به هر دلیل این کار را کردید، پس یادتان باشد، این 70% فضای سبز عمومی است، حیاط خلوت و فضای سبز اختصاصی این مرکز کلان تجاری نیست، فردا بازی در نیاورند که فضای سبزدرست می کنیم و دورش را دیوار و نرده می کشیم که به نام مردم امّا به کام آن 30%تجاری شود، حالا شهرداری باید این 70% را دربست دراختیار بگیرد، مال مردم و حق همه مردم است، حالا اجازه دهید که این هفتاد درصد برای موزه بزرگ منطقه ای مازندران و مرکز اسناد و کتابخانه ملی مازندران شود، همه جای دنیا وسط شهر از این فضاهای فرهنگی در طرح و برنامه خویش دارند، یعنی دراین فضای سبز عمومی، دو تا مرکز بزرگ فرهنگی بسازند که آبروی استان بشود، و این کار از عهده شهردار عبوری ساخته است.

البته اگرشورای شهرهمراه شود، شاید با این کارهمه امضاء کنندگان مصوبه، همه اعضا موافق ومخالف شورای شهر، و همه بزرگان نیروی انتظامی استان، هم عاقبت به خیرشوند، و ساری و مازندران هم ازننگ نداشتن موزه و کتابخانه ملّی رها گردند.

شما دهها میلیارد تومان باید عوارض بگیرید تا مجوّز چهارصد هزارمتر مربّع ساخت و ساز تجاری را بدهید، بیائید راه رضای خدا و به احترام مردم بخشی از این عوارض را موزه بسازید، کتابخانه ملّی مازندران را مرکز اسناد ملّی خواهد ساخت، فقط منتظر زمین هستند.

و امّا کلام پایانی برای ثبت درتاریخ، خدایا تو شاهدی که من خیلی زور زدم تا این اشتباه را نکنند، تا فردا آیندگان با دیدن صدها هزار مترمربع ساختمان تجاری در وسط شهر به ما خرده نگیرند، نگویند که مگر آدم زنده در این شهر نبود، امّا چه کنیم زور طرف مقابل خیلی پر زور بود، تسلیم زور نشدیم، امّا وقتی زورخیلی پر زورشد کاری ازما ساخته نبود، شب عید، 5روزه تشکیل کمیسیون طرح تفصیلی !!!

اینهمه امضاء موافق سران مسوول استان، با آنهمه مخالفت مردمی که حداقل نگارنده یک کتابچه با امضاء پنجهزارنفرازمردم ساری را دارم و به شهردارساری هم دادم هیچ کاری درمقابل زور پر زور نتوانستیم انجام بدهیم، شاید امضاء بدون اسم تمام اعضاء کمیسون درمصوبه هم دارد فریاد می زند که بابا ماهم فهمیدیم این کاربه نفع مردم نیست، امّا زور خیلی پر زور بود، ما اینجوری فهمیدیم ....... راستی، اطاق به اطاق رفتند امضاء گرفتند یا جلسه تشکیل دادند؟؟ ......خدا می داند.


برچسب ها :

لینک کوتاه مطلب :